بوسه خورشید

نمی دانم چرا روزهای آفتابی سخت آشوبگرم می کند و ناامید.

بهار با شکوفه هایش نزدیک شده است. با همان شکوفه های همیشگی. در خیابان ها که می بینمشان دلم غنچ می رود. یاد ندارم شکوفه ای را چیده باشم اما یکی از قشنگترین شروع سال نویی که داشتم همان سال بود که شهرام از باغ هایشان برایم هفت شاخه از هفت درخت میوه چیده و فرستاده بود که سر سال توی سفره هفت سین گذاشتم و از قضا جوانه کرده بود و من در تمام مدت عید‏، سر سفره ام شکوفه های رنگارنگ داشتم و چه حس قشنگی داشت دیدن آن شکوفه های سفید و صورتی...

اما نمی توانم انکار کنم که دلم لک زده است برای سفره های سفید رنگ و کوچک مادرم و بخصوص شبهای چهارشنبه سوری و آن زرشک پلوها و ... دلم برایت تا مرز خفه شدن تنگ می شود.

روز جمعه بعد از گذر این همه سال و این همه سال رفتیم کنکور بدهیم! ما که هیچ نخوانده بودیم که هم رشته اش فرق داشت و هم زمانش کم بود که اگر یک سال هم بود باز من نمی خواندم. همیشه از کنکور بدم می آمد. من عاشق رقابت و مسابقه ام ولی کنکور برایم مسابقه نیست. سد مزخرفی است که برایت تعیین تکلیف می کند و از غرب به شرقت پرتاب می کند و به جایت تصمیم می گیرد... این است که برای هیچ کنکوری درس نخوانده ام و مصممانه باز هم نخواهم خواند!

فکر نمی کنم برای ورود به دنیا هم کنکور داده باشیم. البته اگر به این زمانه  و به این سیستم مملکتی باشد، به گمانم یک چند باری امتحان ورودی داده باشیم که لااقل در رتبه خر و گاو و گوسفند شروع به تحصیل زندگی ننماییم!

عجب غریب دنیایی شده است. از یک طرف پایان زمان 2012 را تاپ و توپ به فرق سرمان می کوبند و از سوی دیگر می خواهند که عادی به زندگی مورچه وارمان ادامه دهیم تا مبادا ترک بردارد جیب تنهای زمامداران! که طفلکی ها بی شریکند در وادی قدرت و تنهاست جیب طفلکی ترشان!

اما امید داشته باش ای همیشه سبز رویای دست نیافتنی که می دانم جوانه تا سر از خاک برنکشیده و خورشید را ندیده است می توان گولش زد و تاریکی را جهانش نمود...

وقتی که اولین نوازش نسیم را حس کرد و او لین بوسه خورشید را دریافت کرد... دیگر سخت است تاریکی را تحمل کردن... دیگر نمی توانی بدون بوسه های خورشید زندگی کنی.

 

/ 5 نظر / 2 بازدید
پریسا

سلام خوبی؟ منم خوبم. ها؟ حالمونپرسیدی؟ بی خیال...وبلاگ جالبی داری اگه دوست داشتیبه وبلاگ منم بیا.خوبه هااا! اگرم دوست داشتی منو با اسم ماجرا های من و رایانه لینک کن بعدش برام بنویس که با چه اسمی لینکت کنم منتظرتم[منتظر] زودی بیا [خداحافظ]

آرش شفاعی

لجاجت جالبی داری درباره ی کنکور ولی فکر می کنم توی این مملکت بعضی وقت ها لجاجت خیلی جواب نمی دهد

سپهر

سپهر با معرفی یک شاعر دیگ

مهدی موسوی

سلام موافقم پست قبل امیدوار کننده تر بود اما زندگی با فراز و نشیب هایش زیباست گه گاه باید سفر را تحمل کرد و البته غصه و رنج را