اندکی صبر ... سحر نزدیک است

کمی سرد است هوای نفس کشیدن...

موریانه صبری بی صبرانه آخرین پایه های هستی را می جود...

باورم هست به یکی از همان جمعه ها،

هنوز...

کسی از دورترین کائنات خواهد آمد.

/ 4 نظر / 17 بازدید
محمد درویش

[گل]

شهریار

سلام شعر از خودم بود راستی من هنوز منتظر چاپ رمانت هستم

پویا

سلام بهناز عزیز ممنونم از ابراز لطفت در گیر کارم این روزا ان شالله بر میگردم با شعرهای تازه به زودی