زمستان های بدون برف!

دلم یک آسمون ستاره می خواد توی کویرهای اطراف کرمان یا کمی ابرهای بارونی تو جاده عباس آباد شمال... هرچی هم می زنم تو دهنش که هر چیزی وقتی داره و قانونی ... گوش نمی ده.

شاید مال تمیزی فوق العاده هوایی!!! باشه که این روزها گریبانگیر شهرمون شده و سلول های خاکستری مغز مرا هنگیده و خاطرات قدیمی و کهنه را کشیده بیرون که هوای تمیز چقدر خوب است برای این ریه های بی ظرفیت ما و یا حداقل من یکی که نمی دونم با این حجم روسیاهیش باید چه کنم!

صبح به صبح که می خواهم سهمیه خورشیدم را دریافت کنم می بینم کمی کوچکتر شده است و چقدر خورشیدمان پیر شده که من به راحتی می توانم زل بزنم به سرتاپای قامتش و چشم هایم کور هم نشود! زمستان هم تمام خواهد شد مثل امید من به دونه های کوچک برفی که به زور در سایت هواشناسی پیدا می کنم و فرداهایش لبخند می زنم که دانه هایم بزرگتر شده اند و تا به زودی بر زمین خواهند بارید ... اما چه سود که تا رسیدن آن روز ، دانه های برفی من آب شده اند و باز هم خورشید مریض تر از هر روز ، به من پوزخند می زند.

این روزهای خشک و آفتابی خسته ام کرده اند.

/ 6 نظر / 3 بازدید
بهرام

سلام بهناز خانم خسته نباشی - این روزها این هوای افتضاح دغدغه خاطر همه تهرانی ها شده و جالب تر این که با همه مضراتش هیچ راهکار مناسبی براش در نظر گرفته نمیشه - مثل این که این آدما وسطه این شلوغی واقعا خودشون رو از یاد بردن و واقعا سرد بی احساس حتی از کنار سلامتی خودشون همه گذشتن. پیروز باشی[گل]

تنها

من هم پاییز بدون باران و زمستان بدون برف برایم خسته کننده است...انگار با تغییر آب وهوا تغییری را دروجود خودم میطلبم..[گل]

Arash

Ta shaghayegh hast zendegi bayad kard .

لب خندان

[گل][گل]

نرجس

بهناز عزیزم سلام ... دیگه هوا یه کمی خوب شده داره برف می یاد پس تو کجائی؟؟؟ [گل]

نرجس

بهناز عزیزم سلام ... دیگه هوا یه کمی خوب شده داره برف می یاد پس تو کجائی؟؟؟ [گل]