از مرگ تو جز درد مگر می ماند.... جز واژه برگرد مگر می ماند...

خسته از رفتن ها.... خسته از نبودن ها.... خسته از دنیا برگشته ام.

ایستاده در نقطه پایان!

شاید باز بخندم روزی... شاید باز نگاهم رنگ بگیرد روزی....

ولی می دانم هرگز خودی را که در این بیابان گم کردم، پیدا نخواهم کرد... 

سقوط تمام دیواره های کائنات را به تماشا نشستم... و در این نیم راهه فهمیدم چقدر سخت بوده ام! چقدر سخت...

گرم ترین واژه هست بودنم! 

من با تو به انتها رسیدم....

/ 0 نظر / 12 بازدید