شبهای بی ستاره

گاهی روزها اوج تعجبم از مرام آدمیت بیش از بهتی است که در تاریک فراخنای عظمت یک شب بی ستاره سراپایت را می گیرد. نمی دانم در آشوب تضاد احساسهای چندگانه ام کدامین به واقعیت نزدیکتر است و من باید بخندم ... غمگین شوم... حیرت کنم.... چه باید بکنم!

زمان که این روزها یادش رفته است  روزگاری با موهای سرکش و فرفری وزشده در هوایم بازی می کرد‏، این روزها سخت در تکاپوی گذار از گردآبی است که لطافت نازک حرف هایم را هم نمی شنود.

من دربین مردمانی سرگشته ام که نه مرا می فهمند و نه من آنها را می فهمم. دلم نگران آینده ای نامبهم می شود که وهم آخرتش مرا می ترساند و آرامش روزهای یکنواخت هستی را در انتظاری ناملموس می ترکاند...

در خسران آیه های هستی من فقط یکی از بی شمار آیت های سوخته ام. خدایا کاش کمی زودتر دلت برای بی گناهی باران سوخته بود... کاش.

/ 2 نظر / 17 بازدید
چاپار سافت، دانلود نرم افزار

سلام. با مشاهده وبلاگ خوب شما و در راستای معرفی بهتر وبلاگهایی که تولید محتوای سالم دارند، مایلیم تا با شما تبادل لینک داشته باشیم. در صورت تمایل، لطفا به سایت ما و بخش تبادل لینک (منوی بالای سایت) مراجعه کنید. پاینده باشید.

محمد درویش

[گل]