سهمی از تاریخ

بعضی روزها آبستن چه حوادثی می شوند. چگونه روز می شوند و چگونه به شب می رسند.

بعضی روزها از تقویم بیرون می آیند و مانا می شوند و بعضی روزها همچنان روزها و روزها منتظر می مانند تا ” روز“  شوند.

پنجشنبه یکی از این روزها بود که در پی حادثه ای روز شد برایمان. آشوب کرد و در تاریخ سهمی مانا پیدا کرد که بعید می دانم اتفاقی دیگر بتواند نامش را و حسش را عوض کند.

من در شگفت می مانم آنجا که موجودات دوپا نمی توانند با هم حرف بزنند وبه جای زبانهایشان‏، چوب هایشان سخن می گویند اما آن هم نه دوطرفه که انگار این جاده همواره یکطرفه بوده است.

بچگی چه دوران شیرینی است. مردانگی و غیرت بیداد می کند. در بچگی نمی بینیم که مردی زنی را بکوبد ... چشم بچه ها بسوزد از دود بی داد... بی تفاوت شود رنگ خون ... بی غیرتی مرام شود و تو بتوانی بکوبی دیگری را به چوب ستم...

من ندیدم به کودکی.

اما حال که بزرگ شده ام به زور زمانه‏ ، چیزها می بینم که دور از چشم کودکی هایم است.

در بزرگی چوب ها هم بزرگتر شده اند انگار. طعم شور دارد قطره های خون. و می بیند چشمهای نگران و بهت زده ام دهان زنی را که کوفته شده است به بی داد...

دلم می خواهد چشم بچه ها را بشویم تا دنیا را مثل کودکی های من ببینند. دلم می خواهد سطل آبی به خیابان بریزم تا خون ها را پاک کند از کف خشم آلود آن.

دلم غیرتی می خواهد عظیم تا مرام مشت های گره کرده شود...

دلم بارانی می خواهد شفاف تا به ناز شکوفه ها گیلاس را نوازش کند که سخت بیمار است دلم در دوری از بهار...

 

/ 20 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باران

مدادهای آبی مرا دریا نمی بلعد ... چرا قهر آب های آزاد این همه تلخ است؟ ... . سلام مهربان ... ممنون از حضور صمیمی ات ...[گل]

هیچکس

روزهای سختری هم در راه است رفیق خوبم باید بدجوری کمربندها را سفت کرد روزهای خوبی نداریم من هم دوباره به روزم

کورش-وفادار دلشکسته ی مرده

سلام...ممنون که سر زدي..يه بار ديگه بيا و داستان عشق من رو هم بخون! اگه دوست داشتي از اپديت وبلاگ با خبر شي در گروه وبلاگ عضوشو تا موقع اپديت برات ايميل بيادآخه id من ديگه add نميکنم،پر شده ...هر 10 روز يک بار و فقط يک ايميل براي شما فرستاده ميشه... در ضمن اين وبلاگ ماهی سه بار اپ ميشه...دوست داشتي باز هم بيا http://login.yahoo.com/config/login?.intl=us&.src=ygrp&.done=http://groups.yahoo.com/group/vafadar-delshekaste/join?

ت ی ن ا

[گل] سلام مهربونم من به روزم امیدوارم مثل همیشه همراهم باشی[گل]

تنها

دلم بارانی میخواهد هممون یه جورایی درگیریم با این بزرگ شدنامون مگه نه؟ جالب بود ... خوشحال میشم سر بزنی..فعلا

ت ی ن ا

سکوت سکوت سکوت تنها کلام تو... سکوت سکوت سکوت تنها جواب من... سالهاست معنا می کنیم این سکوت را آنچه می آزارد تو را و مرا تا به چند از پس اشعار بلند ما به هم عشق بورزیم؟ ما زهم مهربخواهیم؟ آخراین دوکلام عاشقانه تا چه حد دشواراست که بجای گفتنش فلسفه ها می با فیم می رسد به لبهامان و جاری نمی شود گویی از ترس به ناگه می رمد مبادا غرورمان بشکند رد پای عشق برآن بماند تا ابد پتکی شود بر سرمان این عشقیست که ازآن دم می زنیم *** آری غرور قاضی باشد عشق متهم است و محکوم به خاموشی برای همیشه تا ابد وچه سخت است زنده ماندن در حصار خاموشی... [گل] ممنون بابت حضورت

صدرا

سلام به سایت من سر بزنی خوشحال می شوم

ت ی ن ا

هرگز اميد را از کسی سلب نکن شايد اين تنها چيزی باشد که دارد ... ! [لبخند][گل]

امیر

سلام. وبلاگ جالبی دارین. بهتون تبریک میگم. خوشحال میشم به منم سر بزنین اگه دوست داشتین تبادل لینک کنیم منو با اسم "عصر مطلب" لینک کنین و توی نظرات بلاگم خبرم کنین